تبليغاتX
اتفاقا ما...

آرش !

 

آرش ! بيفكن تير ديگر   سرزمينت را

بر خيز و بر خاور بيفشان آستينت را

 

آنقدر در تركش نهادي     تير بي پيكان

كه از يادمان برديم فرق مهر و كينت را!

 

نزديك و تنگ و تار شد اين مرز. بر البرز

بازآي و روشن كن دوچشم دور بينت را

 

اين واپسين بخت است -در گوش تو مي گوييم-

فرياد كن  در  دشت  تير    آخرينت    را

 

خشم تورا  ديريست    پيران آرزو مند ند

خم كن  كمانت  را و پرچين كن جبينت  را

 

چيزي نماند  از خيمه هاي شعله ور . ناچار

بيدار كن    ياران   خاكستر  نشينت   را

 

در اتفاق  دوستان  و  دشمنان   ديدي

اهريمنان - حتي  - اذان گفتند     دينت را؟!

 

با اين همه سرهاي از دانش تهي  با تيغ

چندين كمند شصت  خم  بربند  زينت  را

 

شب لشكرش را پشت كوه آورد. چون خورشيد

بر قله ها طوفان  آتش كن   كمينت  را

 

آغاز كن با   دوستان كينه   ورز      آنگاه

برجاي بنشان  دشمنان روس و چينت را !

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 11:18 توسط علیرضا سپاهی لائین |

 

خبر- نظر- اثرو.......التماس دعا!

 

 

دوستان عزيز و سروران گرامي!

سلام.

 

آنها كه دستي به كار نوشتن دارند وبه هر طريق در همين دنياي مجازي براي خود خانه اي ساخته اند و هرازگاه به همسايه هاي اين جهان پهناور بي مرز  سري مي زنند و با نظر و اثرخود به رونق اين بازار مكاره مي افزايند به روشني واقفند كه گسترش وبلاگ ها و وبسايت ها و عرصه هاي تبادل اطلاعات مجازي همانقدر كه محصول توسعه ي روزافزونitوامكانات رشك انگيز"وب"است به همان اندازه هم با محدوديت امكان اظهار نظر و عرض اندام در دنياي واقعي ارتباطات رسانه  اي مربوط است.دشواري تدارك ديدن يك رسانه ي نوشتاري در دنياي واقعي ما به عوامل و مناظر متعددي بر مي گردد كه گران وهزينه بر بودن- منوط به داشتن مجوز بودن – عدم اقبال تضمين شده ي مخاطب و اشراف بر روابط مافيايي پس پرده ي مناسبات    از جمله ي آن است.

 با اين مقدمه و در نظر داشتن اين حقيقت تلخ كه : در شهري مثل مشهد كه از هر منظر دومين شهر بزرگ كشور ايران به شمار مي رود سرانه ي انتشار روزنامه و مجله و كتاب رقمي بسيار حقير و آزار دهنده است شنيدن خبر تولد يك روزنامه   خبری مبارك و اميد آفرين است. در اين ارتباط سخن بسيار مي توان گفت اما در اين مجال از خير بازگفت  آن بسيار – كه بسيارتان ناگفته مي دانيد- مي گذرم. و به اين بسنده مي كنم كه:

"شهر آرا"كه تا پايان ارديبهشت ماه جاري سال دوازدهم انتشار خود را به صورت هفته نامه دنبال مي كند مصوب و مقرر است كه از اوايل خردادماه روزنامه شود.گرچه اين خبر را پيشتر برخي ازدوستان بطور خصوصي شنيد ه اند اما به پيشنهاد همان ها بد نديديم در اين وبلاگ آن را با دوستان و خوانندگان گرامي در ميان بگذاريم.

آنچه پس از خبر عمومي انتشار روزنامه ي شهر آرا نياز مند اطلاع رساني دقيق مي نمايد اين  كه اين روزنامه "سرويس ادب و هنر" هم دارد و ظاهرا مسووليت اين بخش از كار به عهده ي اينجانب است.

پس اين اعلام عمومي بدان معناست كه دوست دارم دوستان اهل قلم و ادب و نظرم اين فرصت را مغتنم بدانند و ضمن منتي كه بر بنده خواهند نهاد آثار خود را اعم از شعر و قصه يا نقد و نظر يا هر چه   را گمان دارند در چنين مجموعه اي ظرفيت رسانه اي شدن دارد به نشاني من ميل كنند :

sepahilaeen@yahoo.com

نيازمند توضيح نيست كه شهر آرا روزنامه ي مردم مشهد است وبراي اين طيف ازمخاطبان وبا ملاحظه ي پوشش دادن دغدغه هاي آنان منتشر مي شود.در واقع مطالب مندرج در اين روزنامه بايد واجد   ويژگي هاي ذيل باشد:

1-      به نحوي با شهرو مردم مشهد(وبا كمي اغماض خراسان) در پيوند باشد.يعني يا نويسنده زاده ي اين جغرافيا باشد يا به موضوعي بپردازد كه از اين جغرافيا وجاهت مي گيرد.از منظر ما مشهد يك كشور است و  سرويس ادب و هنرشهر آرا مي خواهد به مناسبات ادبي – هنري اين كشور بپردازد.

2-      از نگاه ما محدوده ي انتشار به معني محدوديت نگاه به كاروآثار قلمي نيست.از قضا تصميم گرفته ايم در اين سرويس به مقوله ي هنر وادب خيلي هم جدي و تخصصي نگاه كنيم.در واقع گرچه محدوده ي انتشار ما مشهد است اما نگاه ما همواره به استانداردهاي كشوري وجهاني ادب و هنر خواهد بود.

3-      "فهم عوام و پسند خواص" شعار درست و دقيقي است كه سياست گزاران رسانه اي براي كيفيت مطالب منتشره در يك روزنامه همواره مد نظر داشته اند ولحاظ كردن آن را به نويسندگان خود توصيه مي كنند.ما هم به اين اصل معتقديم و هرگز فراموش نخواهيم كرد كه توجه تخصصي به مقوله ي ادب وهنر نه بايد تا بدانجا باشد كه مخاطب عمومي روزنامه را از پيگيري ودرك آن ناتوان و نوميد كند.

 

                                                    **

 

در پايان اين نكته را هم ناگفته نگذارم كه شهرآرا آماده است تا به دوستاني كه مايلند بطور جدي و مستمر با آن در ارتباط باشند وبرايش بنويسند در صورت تمايل آنان (مطابق اشل پرداختي ديگر روزنامه ها) حق التاليف بپردازد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:36 توسط علیرضا سپاهی لائین |

راه !

 

راه را اشتباه مي رفتيم  هيچ سمتي   نشان راه  نبود

جاده در سنگلاخ گم مي شد  جاي ترديد و اشتباه نبود

 

راه را اشتباه آمده بود    مرد سرسخت كاروانسالار

در دل سرد و سنگي اش اما هيچ احساسي از گناه نبود

 

پاي شب در زمين فرومي شد  دست سنگين باد   رومي شد

هيچ جا در چهار سمت افق   خبري از طلوع ماه نبود

 

پشت كوه بلند رويارو  دره ي ژرف حمق مردم بود

لاجرم سرنوشت رفتنمان  جز رسيدن به عمق چاه نبود

 

كاروان خسته در دل صحرا را هها بسته روز ناپيدا

روي لب ها و گوش ها حرفي  جز عبور شب سياه نبود

 

يك نفر بانگ زد كه راه اين نيست  فرصتي هست و باز مي گرديم

گزمه ها زود دوره اش كردند   با دهانش مجال آه نبود !

 

مرد خود خواه كاروانسالار  سرفه اي كرد و گردو خاكي شد

چشم هارا كه لا جرم  بستيم  برسر هيچكس كلاه نبود !

 

بارها گفته بود پشت افق  راه ما مي رسد به  باغ بهشت

دركويري كه ما در آن بوديم   اثري از گل و  گياه نبود

 

همچنان  راه كاروان سد بود همچنان حا ل  مردمان بد بود

خنده خشكيده بود وحتي اشك    درپس پلك ها نگاه نبود

 

غير ترديد .  ترس .  نفرت. تب. حرفي ازدل نمي رسيد به لب

مثل اين شعر در سراسر شب  جز نفس هاي گاه گاه نبود !!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 14:10 توسط علیرضا سپاهی لائین |

منتظرماه نو !

 

عمري تمام   منتظر ماه نو شديم

از ماه پيش ماه پس آن را گرو شديم

 

آغازماه  مزد گرفتيم و  روز بعد

با دستهاي خالي ناچار هو شديم

 

يك روز مزد و تلخي يك ماه انتظار

اينگونه در هجوم حقارت ولو شديم!

 

ما   سكه سياه رباييم   و   ناگزير

صرف  دوباره بودن خود از جلو شديم !

 

**

 

گفتند با شتاب بياييد  و بي سوال

با اشتياق در پي ايشان به دو شديم

 

مثل نسيم ساده و معصوم و سر به زير

در جاده ي ارادت خود گرم رو شديم

 

گاهي كه چون نهال سوالی برآمديم

آني به دست داس جهالت درو شديم !

 

**

 

القصه ما به "پوچ"رسيديم عاقبت

يعني هر آنچه "هيچ"به ما گفت شو شديم

 

ماراكه ميل نان و طلا بود- اين زمان

شكرخداكه مستحق  نان جو شديم !!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 15:13 توسط علیرضا سپاهی لائین |